تبليغاتX
ناز خورشید

ناز خورشید

و خدایی که در این نزدیکیست...

"به نام خداوند بخشنده مهربان"

 

زن عشق میکارد و کینه درو میکند ، او میزاید و تو برایش

نام انتخاب میکنی ، او درد میکشد و تو نگران از اینکه

بچه دختر نباشد ، او بیخوابی میکشد و تو خواب

حوریان بهشتی میبینی ، او مادر میشود و همه جا

میپرسند : نام پدر ؟؟

"دکتر علی شریعتی"

 

 

تسلام ، ببخشید دیر اومدم و ببخشید به خاطر آپم...

خوب زیاد تدارک ندیدم اما به نظرم متن قشنگ و منطقی ای

اومد. امیدوارم دوست داشته باشین.

خدا نگهدار .

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ساعت 8:6 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

به نام پروردگار جهانیان

سلام دوستای عزیزم

 خیلی دیر آپ کردم ببخشید آخه به یه مسافرت کوتاه

رفته بودیم و دیروز عصر برگشتیم.

راستی اینو بهتون بگم که تا کلمه به کلمه ی

شعرو نخونید و کلی نظر ندید حق خروج ندارید

منظورمو که فهمیدید دوستای خوشگلم !؟

Pastel butterflies

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن، چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

 

 

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان، صاف و شب، آرام

بخت، خندان و زمان، رام

خوشه ي ماه فروريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو گفتي:

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني چندي از اين شهرسفر كن!

با تو گفتم خذر از عشق!؟ ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم! نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نرميدم،نگسستم

باز گفتم كه: تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو دراُفتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم! نتوانم!

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت...

اشك درچشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشيندم

پاي در دامن اندوه كشيدم

شكستيم، نرميديم

رفت درظلمت غم،آن شبهاي در هم

نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نكني ديگر از آن كوچه گذر هم...

"بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم"

Rainbow Divider

شاعر: فریدون مشیری

Rainbow Divider

به خداوند منان میسپارمتون

Rainbow Divider

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389 ساعت 23:52 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

به نام خدا

 سلام... یه سلام داغ به همه ی دوستای گلم تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

راستش میخوام یه معذزت خواهی دبش از همتون کنم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تقریبا یه هفته ای میشه که ویندوز کامپیوترم ضعیف شده بود

و دستم از همه چی کوتاهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

باور کنید دلم واستون یه ذره شده بودتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

خلاصه میخوام بگم بهتون که یه موقع خدای نکرده ازم

ناراحت نشین ها

 

ببخشید تو رو خدا که تو این یه هفته نیومدم آپای

خوشگلتونو ببینمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

خداحافظ همتون....

دوستدار شما : فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ساعت 11:28 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

"in the name of God"

the people say : the sky is blue

! but I say : the sky is black

...becuas my sky is your eyes

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ساعت 17:37 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

به نام خدا

من هنوزم که هنوزه شماروخودم میدونم

من هنوزاول حرفام ذکری ازشمامیخونم

من هنوزخیالتونو ازروطاقچه برنداشتم

بذاریدساده بگم که عاشق نگاتون هستم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

توی کلاس چشم توزنگاهمه ریاضیه

همیشه التماس من باچشم توموازیه

توی کلاس چشم توزنگایه وقت جغرافیه

ما دریارو میخوایم چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چشمای نازت کافیه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم تیر 1389 ساعت 23:26 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

به نام خدا

 

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ويرانه خويش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه


همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه


تجربه و خاطره و گذر عم
ر
 
    
+ نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389 ساعت 10:27 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

پدر عزیزم روزت مبارک

به نام خدا

هدیه‌ای به پدر

پدر، عشق تو مثل لطافت و زیبایی یک روز قشنگ بهاری است.

پدر، یاد تو مثل بی‌خیالی و راحتی یک روح سبکبال، در گردش یک روز خوش آب و هوای تابستانی است.

پدر، فکر به تو مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. پدر، امنیت در تو مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست.

پدر، کلام تو مثل مشعلی روشن و فروزان، در تاریکی راه‌های مخوف و پر پیچ و خم زندگی است.

پدر، روح تو مثل آرامش و سکون، بعد از یک جابجایی مکان، از زمانی تا به ابدیت است.

پدر، سپر تو نه مثل، بلکه خود عشق، خود امنیت، خود کلام و خود نجات توست.

     

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                 

+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389 ساعت 13:10 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

یا علی

به نام خدا

 

       ز لیلایی شنیدمیا علی گفت

به مجنون چون رسیدم یاعلی گفت

یقین خالق زمان آفرینش

به گوش کل عالم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای رابازمیکرد

زبان غنچه کم کم یا علی گفت

سرشک ژاله گل راشست وشوداد

گل از آن لطف شبنم یا علی گفت

چمن باریزش باران رحمت

دعایی کردونم نم یا علی گفت

علی راضربتی کاری نمیشد

گمانم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبرزجایش کنده میشد

یقین آنجا علی هم یا علی گفت

     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  

+ نوشته شده در شنبه پنجم تیر 1389 ساعت 13:2 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

مهدویت

به نام خدا

در غروب تنهایی سکوت دلها را میشکنم

و در شبی مهتابی ستاره ها را برایت میچینم

و از پرچین بیکسی عبور میکنم

به امید اینکه تو بیایی

اما امروز هم گذشت

غروب شد وتو نیامدی

 

یا مهدی

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389 ساعت 20:42 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

امروز که رفته ای

به نام خدا

 

تو آمدی و به خاطرو  تویک لحظه ستاره ها نخفتند

آن شب ز تو از برای مهتاب تا وقت سپیده قصه گفتم

امروز که رفته ای دوباره در جمع ستاره ها هیاهوست

خورشید نشسته سرد و خاموش گل نیز به روی شاخه

بی بوست

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389 ساعت 19:16 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

جام تهی

به نام خدا

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقیست

آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 ساعت 23:7 توسط ♥ مهرناز ♥ | 

به نام نهایت آرزوی عاشقان

لطوطی وکلاغ هردوزشت وسیاه آفریده شدند

        طوطی اعتراض کردوزیباشد   کلاغ به رضای خداراضی شد

        کنون طوطی درقفس است وکلاغ آزاد......

   

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 ساعت 17:7 توسط ♥ مهرناز ♥ |